متن تک بیت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تک بیت
به نخجیرگاهِ گیسویت که من دارم کمان در دست
تو چشمک میزنی و من نشانم را نمیبینم...
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش
کار صدها صد هزاران تیغهٔ شمشیر کرد آرش
#سیاوش_کسرایی
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
عاشق به گریه آمد و بوسید یار را
عاقل هنوز منتظر یک اشارت است
کوهِ صبرم، در درون اما شرارِ درد است
غوره ام در این گذارِ زندگی حلوا نشد
تو نورِ منی بازتاب تو ام
بکوبی بسازی خرابِ تو ام
شدم بر سپاسِ نفس ناتوان
چه گویم به شکرانه ی یک جها
من آنچنان بدم تا خوبی ز تو ندانم
تو خوب آنچنانی از رحمتت نمانم
فال حافظ زدم از زلفِ پریشانِ تو گفت
عاشقی بر سرِ آن موی رها دشوار است
در ورای شبِ تاریک شده جهل، فروغ
نیست معلوم به خورشید که زندان داده
از گل هر دمن گلابی نیست
هر سخن درخور جوابی نیست
جنگ با تقدیر کردم حاصلش شد خستگی
روی زشتِ زندگانی با عمل زیبا نشد