زندگی همیشه در جریانه، ولی مشکل اینجاست : که ما رو در جریان نمیذاره .
سر سوزنی اگر مرا میخواست….. زمین و زمان را به هم میدوختم!
آدمای دنیای من فعل هایی را صرف میکنند که برایشان صرف داشته باشد!
دلم بچگی میخواهد ! جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند ؟
چقدر سخت است، که لبریز باشی از “ گفتن ” ولی ….. در هیچ سویت محرمی نباشد
اجازه خدا ؟ میشه ورقه مو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم…
زندگی یعنی هر روز که میگذرد دوست داشتن تو تکرار میشود ... ️️️
یک عمر هوای دل خود داشتم اما یک لحظه نگاه تو بهم ریخت دلم را...️ ️️️
این یکی از عادات قدیمی و مسخره ی انسان است؛که وقتی راهش را گم میکند تندتر میدود.
دهنم مزه خون میده انگار حرفامو کشتم
عشقی که ازم دزدیدی چند بهم میفروشی؟!
من در فکر تو و تو بی خیال عالمی...
بر جگرم سوز و گدازیست از آتش عشق عطشم از شربت مرگ فروکش میشود
شب میلاد من ِ بی کس و کار است ولی باید امشب بروم شام غریبان خودم
ای بر پدرت دنیا, آهسته چه ها کردی!
نکند دست کسی،دست تو را لمس کند! کاش این دلهره اینقدر،دل آزار نبود...!
تمام جهان را بگردم بازجگر گوشه ام تویی
و من کجای دلت را گرفته ام که تنگ نمی شود...!
بلد نیستم با کلمات بازی کنم... بی ریا و ساده مثلِ خودم؛ تولدت مبارک.
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود، دائم برای تو...
برای زیستن دو قلب لازم است، قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند!
مثل قایم باشکِ دوران خوب کودکی هرچه از تو میگریزم، باز پیدا میکنی...
به غیر از با تو بودن نیست هوایی بر سر من
پا بود/پدر.../هر کجا/گم می شد/دست