صعبا که این درم و دینار فریبنده است . بزرگا مردا که از این روی بر تواند گردانید .
جهان عروسی آراسته را مانست در آن روزگار مبارکش
پیش آ بهار خوبی تو اصل فصل هایی
از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم بنشین نفسی تا نفسی با تو برآریم
هرچه به جز خیال او قصد حریم دل کند در نگشایمش به رو از در دل برانمش
صدای نفس کشیدن تو بهترین صدای زندگی من است...
این فاصله نیست که باعث جدائی آدما میشه بلکه سکوته
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز که پریدن نتوان با پر و بال دگران
هجر یعنی من تو را کم دارم احمد کمائی
نبودی اونیکه همیشه آرزوشو داشتم ...!
آدما عوض نمیشن فقط هویت اصلیشون فاش میشه!! ِ
قشنگترین جای دنیا بودن تو قلب کسی که دوسش داری
عشق خیلی عجیبه ؛احساس یه آدم معتاد رو دارم
چشم و ابروی خشن از بس که می آید به تو گاهی آدم عاشق نامهربانی می شود
عشق یعنی تو و آن لحظه ی بی روسری ات رقص گیسوی به هم ریخته و دلبری ات
مرا هنگام رفتن در بغل کردی،ولی این کار دقیقا مثل بسم الله یک قصاب میماند
بعضی دردها مثل قهوه میمونن! با گذشت زمان سرد میشن ولی تلخیش از بین نمیره
مرد شدن شاید تصادفی باشد ولی مرد ماندن کار هر کسی نیست
سپند میگذارم و دود میکنم مبادا کسی عشقت را از شاخه های این بهار بچیند.
همیشه امیدوار باش اما هیچوقت انتظار نداشته باش
تو، برای من عشق که نه چیزی فراتر از عشقی..
تو زیباترین آرزوی منی
تو باشی دست غم در کوچه های عشق زنجیر است به جز یاد شما هر یاد دیگر دست و پاگیر است
دستهایش بوی نان می داد و می بخشید هرچه داشت پدر