چرخیدن من دور تو گرداب خودم شد
من نیست ترین هست جهانم
چه باشد عاشقی؟ خود را به غم ها مبتلا کردن
چشم بد از روی خوبت دور باد
سخت خوشی چشم بدت دورباد
هر که می گرداند از ما روی، ممنونیم ما
تشنه بوسی از آن لبهای میگونیم ما
نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست
یِ گرگ باش ولی نه بی صفت
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی
قشنگیه آدما تو دلشونه نه صورتشون…
شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر
علت مرگ: زیاده روی در خوردن گول!
عشق کو تا گرم سازد این دل رنجور را
فقط جهت یادآوری: دوستت دارم
نیم نگاه تو می ارزه به صدتا نگاه
پاییز تر از پاییز حال من بی یار است...
کاش حال بدم واست مهم بود...!
چون به لبش می رسی جان بده و دم مزن
ای روی دلارایت مجموعه زیبایی
«صبح است» و رویِ ماهت ؛ لبخندِ زندگانی ست...
من از بی تو بودن می ترسم
وطن یعنی گوشه ای ازقلب تو
اتفاقای خوبم تا افتادن ،شکستن