دل ز هجران تو خون شد...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار مهدی غلامعلی شاهی
- دل ز هجران تو خون شد...
دل ز هجران تو خون شد، دیده باران میکند
آتش عشقت جهان را جمله ویران میکند
یاد آن شبهای مهتابی که با هم داشتیم
اینک این قلب شکسته، درد پنهان میکند
باغبانی بودم و گلهای باغ آرزو
باد هجران، شاخههایم را پریشان میکند
همچو نیلوفر که پیچد بر سر دیوارها
روح سرگردان من، هر سو خروشان میکند
چون کبوتر میپرم در آسمان خاطرات
این قفس تن، مرا از وصل، حرمان میکند
ابر غم باریده بر صحرای آمال دلم
چشمۀ امید را این غم، چو طوفان میکند
در شب تاریک هجران، ماه من پنهان شده
جستجویش چشم من، در هر بیابان میکند
بوی گیسوی تو آید از نسیم صبحدم
جان من با یاد رویت، رقص مستان میکند
شمع سوزانم که میسوزم به پای عشق تو
شعلههای جان من، این درد، اعلان میکند
با خیالت ای نگار نازنین در خلوتم
خاطراتت جان من، هر لحظه درمان میکند