پدرم برای از تو نوشتن قلم...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
1 امتیاز از 1 رای

✍️هدی احمدی

پدرم
برای از تو نوشتن
قلم به رقص در می‌آید
و واژه‌ ها
چون برگ‌ های پاییزی
زیر پایم خش‌ خش می‌کنند.

تو را نمی‌شود نوشت
با این الفبای معمولی.
تو را باید سرود
چون یک حماسه‌ی باستانی
چون یک نیایشِ پنهان.

در چشمانت
تاریخ یک سرزمین خفته است
رنج‌های چیده شده
امیدهای کاشته شده
و لبخندی که
در پسِ چین‌ های صورتت
پنهان شده
همچون گنجی.

صدایت
آوازِ بلوغ یک جوانه است
در دل خاک.
نوازش دستانت
گرمی آفتاب ظهر تابستان.

تو
معنای ایستادگی هستی
در برابر طوفان
معنایِ پناه
در هجوم بی‌ رحم زمان.

پدرم
تو را دوست دارم
نه چون یک پدر
که چون یک اسطوره
که چون یک راز
که چون یک شعر ناتمام.

در نبودنت
خانه
چون قفسی تنگ می‌شود
و قلبم
چون پرنده‌ای بی‌ آشیان
در آسمان بی‌ انتهای دلتنگی
پرسه می‌زند.

پدرم
ای کاش می‌توانستم
با تمام واژه‌ های دنیا
قدر دانه‌ های اشکی را
که برایم ریخته‌ای
و تار موهای سپیدی را
که برایم هدیه آورده‌ای
بپردازم.

تو
تمام دارایی منی
تمام باور منی
و من
تا ابد
به نامت
سوگند یاد میکنم....

✍️هدی احمدی
ZibaMatn.IR
دلنوشته های هُدی
ارسال شده توسط
ارسال متن