غزل غزل ترانه شد سلام ناگهانیت...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

✍🏼غزل غزل ترانه شد سلام، ناگهانیت
برای من که رفته بود ز خاطرم نشانیت

مرا به خلسه می برد حضور ناگهانیت
سیر نمیشود دلم ز شوق شعر خوانیت

چه ناز و دلربا شدی دوباره ای که آمدی
نبرده یاد روزگار ز چهره ات جوانیت،

تو منتهای عشقی و دوای درد عاشقی
بگو به من عزیز دل از آن غم نهانیت

ز ناله های من مپرس و از گلایه ام نگو
جوانیم علیل شد به پای زندگانیت

تو آفتاب مهری و منم سیاهی شبم
جوانه زد دلم از آن فروغ مهربانیت

چه مست میکند مرا شراب ناب زندگی
چو می چکد ز جام آن نگاه آسمانیت

نهان مشو ز دیده ام ، بگو که خانه ات کجاست
نشان بده تو مهربان ،نشانی از نشانیت

مرا به بزم زندگی به موسم بهار رسان
ببین که عشق نهفته است به قلب جاودانه ات


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن