در شب بی خواب چشمت سایه...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

در شبِ بی‌خوابِ چشمت سایه‌سارِ من تویی
در سکوتِ سردِ این شب، بی‌قرارِ من تویی
می‌تپد در سینه‌ام قلبی که نبضش دستِ توست
معنیِ هر واژه‌یِ در انتظارِ من تویی
مثلِ برگی زیرِ باران، زیرِ پایِ رفتنت
آن که می‌لرزد میانِ فصلِ بارِ من تویی
در میانِ جنگلِ وحشت، میانِ وهمِ خواب
چون چراغی روشن اندر رهگذارِ من تویی
نقشِ قالی بافتم از تار و پودِ فکرِ تو
نقشِ زیبایی که مانده یادگارِ من تویی
با تو دریا می‌شود این کویرِ خشکِ روح
جاریِ در پهنه‌یِ دشت و دیارِ من تویی
کوزه‌ای بشکسته‌ام، خالی زِ آبِ زندگی
آن که می‌آید به شوقِ انکسارِ من تویی
شعرِ من زخمی‌ست از تیغِ نگاهِ سرکشت
مرحمِ این زخم‌هایِ بی شمارِ من تویی
سایه‌ام را می‌کشم دنبالِ خود در کوچه‌ها
آن که می‌بخشد به این شب اعتبارِ من تویی
من غبارم، تو دمی هستی که می‌پیچی به باد
لحظه‌یِ پروازِ در اوجِ مدارِ من تویی

مهدی غلامعلی شاهی
ZibaMatn.IR
مهدی غلامعلیشاهی
ارسال شده توسط
ارسال متن