خنس آن اختر پنهان شده در...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار عطیه چک نژادیان
- خنس آن اختر پنهان شده در...
خُنَّس، آن اخترِ پنهانشده در جانِ من است،
که نهان از نظر و حاضر و سلطانِ من است.
رفتهای از نظر، اما ز دلم دور نهای،
هر کجا میروم، یاد تو نگهبانِ من است.
در تکویر، خداوند قسم یاد نمود،
که «خُنَّس» رازِ نهانیست که برهانِ من است.
تو همان موعودِ نوری که جهان چشم به توست،
تو همان صبحِ امیدی که به پیمانِ من است.
شبِ هجران، اگر از عمرِ جهان هم بگذرد،
یک سحر با نفسِ آمدنت جانِ من است.
ای که غایب ز نظر، حاضرِ دلهای جهان،
هر تپش در طلبت، زمزمهخوانِ من است.
دلم آن ستارهٔ سرگشتهٔ راه تو شدهست،
ماه اگر نیست، همین شوق، چراغانِ من است.
کاش آن روز رسد، پرده ز رخسار افتد،
صبحِ ظهورت همهٔ وعده و پایانِ من است.
آتیه، دست دعا بر سرِ شبهای فراق،
که دعای فرجت وردِ شبستانِ من است:
اللهم عجّل لولیّک الفرج،
یا صاحبالزمان، ای جانِ جهان.