گلدانی از تو کابوسی در سرم...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

[گلدانی از تو]
کابوسی در سرم است
که خواب را از چشمانم می‌رباید!
کابوسی
که از قد و بالایم فرود می‌آید و
در تاریکی‌ فرویم می‌کند...
از جانب تو می‌آید
به دعا بدل می‌شود،
و در حضورِ دلم مستجاب می‌گردد.
من تکه‌پاره‌ام
گرچه تو که می‌آیی
چون گلدانی سفالین
مرا به دست خودم می‌سپاری!
تا همیشه
بهشتم در میان آن سبز باشد
دیگر من از چه چیز کمتر هستم؟!
تو فریادِ دلِ منی و
جانم نیز معدن گل سایه!
مانند شکوفه‌ی سایه‌سار...
من برای خودم رمان می‌شوم
که از هزار سوی،
خواندن پایان می‌یابد
اما،
هیچ خواننده‌ای، هرگز نمی‌خواند
آن سطرهایی را که تو در آن نهانی!
تو با تمامِ خودت،
و من با تمامِ تو...

ZibaMatn.IR
زانا کوردستانی
ارسال شده توسط
ارسال متن