متن نسرین حسن زاده
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نسرین حسن زاده
باران که می بارد
انگار کسی بر کلونِ دل
تق تق می کوبد ،
هوای اوست که بی تابانه بر دروازه ی
قلبم می کوبد و چه مشتاقانه دل را
به هوایش باز میکنم !
مرا به ییلاقِ آغوشت ،
به آبادیِ نگاهت ،
نه اصلا بِبَر
به دریای دلت ،،،
می خواهم غرق شوم در
امواجِ عشقت ...!
من آن موجم که یک ساحل ندارد
در این دنیا یکی همدل ندارد
غروبی سرد و دلگیرم به دریا
که اندر ساحلش منزل ندارد
منم پروانه ای بی شمع و بی گل
که جز حسرت در آن محفل ندارد
چو مرغِ عاشقی از جان گریزان
گمانم کنجِ سینه دل ندارد...
هر بار که از تو ،،،
نوشتم
شکست قلبِ قلم ،
چکید روی دفترم ،
چِکه چِکه خونِ قلم ...!