متن نسرین حسن زاده
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نسرین حسن زاده
پر از شور و شوق
چون کودکی ،،،
عروسکِ خیالم را
در آغوش می کشم ،
گوشه ای در کنجِ دل می نشینم
برای خاطره بازی !
آنقدر نیامدی که
ثانیه ها بی تو ،،،
پروانه شدند در
پیله ی انتظار !
کاش زیرِ گنبدِ کبود
دو تا بود ، یکی نبود
اونی که بود من بودم و تو ،،،
و اون که نبود ،
تنها وهم و خیالِ
بی تو بودن بود !
نقشِ آغوشِ تو را میشه نقاشی کنم ؟
بوسه ات بر لوحِ دل میشه حکاکی کنم ؟
وَز تمنایِ دلم موجِ گیسوی تو و
بحرِ مواجِ تو را میشه صحافی کنم ؟!
دل آبستنِ غم است ،
نه سقط می شود و نه فارغ !
باران که می بارد
انگار کسی بر کلونِ دل
تق تق می کوبد ،
هوای اوست که بی تابانه بر دروازه ی
قلبم می کوبد و چه مشتاقانه دل را
به هوایش باز میکنم !
مرا به ییلاقِ آغوشت ،
به آبادیِ نگاهت ،
نه اصلا بِبَر
به دریای دلت ،،،
می خواهم غرق شوم در
امواجِ عشقت ...!
من آن موجم که یک ساحل ندارد
در این دنیا یکی همدل ندارد
غروبی سرد و دلگیرم به دریا
که اندر ساحلش منزل ندارد
منم پروانه ای بی شمع و بی گل
که جز حسرت در آن محفل ندارد
چو مرغِ عاشقی از جان گریزان
گمانم کنجِ سینه دل ندارد...
هر بار که از تو ،،،
نوشتم
شکست قلبِ قلم ،
چکید روی دفترم ،
چِکه چِکه خونِ قلم ...!