آغوش تو فصل ندارد ، همیشه گرم است ...
بِه جان میجویَمت جانا کُجایی؟!
بوسیدن تو تنها تکراریست ، که تکراری نمی شود
هر نفسم فدای تو
نصف قلبم مال تو ، نصف دیگش فدای تو
تنهایی رو دوست دارم اما تنها باتو
من به تو احتیاج دارم ، تو رو میخوام دوستت دارم.
من مُعتادم بِه صِدات!
پایبندم تا پای جان به تمامت
جان من است او
محتاجم محتاج یک فنجان چای که پهلویش تو باشی
می خواهم تو را این است خلاصه ی تمام حرف هایم
جز تو کی میتونه عزیز من باشه
توبخشی ازوجودمن من بخشی ازدنیاتوام
تو خونِ تویِ رگِ منے...️
همین که تا آخرش مال من باشی ، کافیه ...
خوشم من با غم عشقت طبیب آمد جوابش کن
اسمان به زیبایی ماهش مینازد و من به تو
آب کن قند دلم را، با یک بوسه ی شیرین
تو سیاه چاله ی گونت دل من حبس شد
آخ چه خوبه؛ بعد کلی صبر،برسی به عشقت
خوشبختی یعنی تو قلب یارم یه جای محکم دارم
من عاشق فصلی ام بنام چشم هایش ...
عشق جانم حال دلم خوبه چون طُ رو دارم