گلدان به گلدان تو را بوئیده ام اما هیچ گلی عطر تو را لو نداد خیابان به خیابان آواره تو شدم اما هیچ خیابانی نشانی از تو مسیر قدم هایم نکرد آرزو به آرزو تو را دعا کردم اما خدا به آرزویم پا نداد بانو! در خواستن تو من خسته...
امنیت یعنی بانویت که دستت را می گیرد صورتت را که میبوسد بداند ناب تر از دستهای تو دستی نیست...
بانو بهار برای قامت تو سبز می شود پاییز از شرم نگاهت میریزد ️تابستان تب چادرت را دارد و زمستان از نبودنت یخ میزند
خسته ام بانو! خوابم می آید مثل ماهی گلی که از تنگ بیرون پریده و پلک هایش سنگین شده است!
من زیر سایه ی مردانگیت خوشبخت ترین بانوی جهانم
من را دار بزنید بانو فرش میبافد...
باور کن بانو جان... اگر کسی از دل و جان بخواهدت نه می رود... نه می گذارد...فکر رفتن به سرت بزند
تنهایی یعنی باران ببارد، و تو قدر دو نفر تنها قدم بزنی