بی شعوری اگر درد داشت،بازم یه عده مسکن میخوردن و به کارشون ادامه میدادن
این روز ها خیلی ها زندگی نمی کنند ! فقط ادامه می دهند !
حآصٍل عٍشق مًتًرسًک بٍ کًلآغ، مًرگ یک مًرزعه اًست...!
غمگینم مث مادری که از آرایشگاه اومده خونه میبینه ابروهای پسرش قشنگ تر از اون شده
پشت آدمی که میگه میشه برگردی دیگه غروری برای شکسته شدن نیست.!
از هیچ کار کودکی ام پشیمان نیستم جز اینکه ارزو داشتم بزرگ شوم…
برای کسی که برات جنگیده ، نجنگی تا آخر عمر سرباز فراری میشی...!
وای بر تلخیِ فرجامِ رعیت پسری که بخواهد دلی از دخترِ یک خان ببرد!
آدمای دنیای من فعل هایی را صرف میکنند که برایشان صرف داشته باشد!
دلم بچگی میخواهد ! جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند ؟
چقدر سخت است، که لبریز باشی از “ گفتن ” ولی ….. در هیچ سویت محرمی نباشد
اجازه خدا ؟ میشه ورقه مو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم…
دهنم مزه خون میده انگار حرفامو کشتم
بر جگرم سوز و گدازیست از آتش عشق عطشم از شربت مرگ فروکش میشود
ای بر پدرت دنیا, آهسته چه ها کردی!
برای زیستن دو قلب لازم است، قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند!
هر چیزی تا یه جایی ارزش جنگیدن داره... بعدش تبدیل میشه به خریت... .
بعضیام حرفاشون مث بسته چیپسه ؛ همش باد هواس
آدمای موقت، درسهای دائمی بهمون میدن!
شُدم یِه مَریضی کِ تو CCU نیست وَلی رو کاناپِه تو کُماست
من از قول مردانه هیچ خیری ندیده ام... اگر خیلی مردی قول زنانه بده!!!
بهمن خاص بود بعد ماه شد همونی که با همه فرق داره
رابطه ای که توش التماس باشه … ساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره …
مردم اینجا چقدر مهربانند ، دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش درست کردند