متن ترجمه زانا کوردستانی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات ترجمه زانا کوردستانی
روزگاری دلگیر میشد،
به سفیدی موی سرم
جگرگوشهام!
سی سال پیاپی،
دشت دلم را آبپاشی میکند ـ
زنی مهربان!
پرندهای تکبالم،
یک بالم زخمی است ـ
معلولیت برادرم!
نسیم شبانه میآورد،
زنی مو شانه میکند ـ
بوی باغ گل!
مرا به مدرسه برد،
گفت که کور نباشم ـ
پدرم!
پارچهی رنگارنگ،
در خیابان قدم میزند
خیالات زیبای یک زن!
کولهبارش را جمع کرد
وقت سفر نزدیک است ـ
پاییز عُمر!
غروب رودخانه،
پروانهی سیاه ـ
وعدهگاه غروب!
سرکش و بازیگوش است،
آرام و قرار ندارد ـ
چشمِ گربه!
هر انگشتش را که بُبری،
به جای خون، شیر میآید ـ
خوشیل!*
----------
* خوشیل، فرفیون، شیرشیرک یا شیرسگ (نام علمی: Euphorbia) نام یک گیاه سرده از تیره فرفیونیان است. فرفیون دارای شیره شیری رنگ و بسیار سمی است.
قصههای شِن،
گواه احوال بیابان است ـ
انفال!
انتخاب او،
آغاز فصل نرگس ـ
منِ شاعر!
بوسهی مهتاب است،
بر گونهی برگ گیاه میچکد ـ
شبنم!
خیالی پُر از درخشش ستاره،
نور بر لب ماه ـ
شب عروسی!
هرگز جمع و جور نمیشوم،
پخش و پلار گشتهام ـ
تو که نبودی!
شاعر: ناصح ادیب
مترجم: زانا کوردستانی
زنی به زیر پرتوی مهتاب،
گیس شانه میکند ـ
هر سپیدهدم!
ماه من،
از چهرهی تو طلوع میکند ـ
ای آسمان!
هایکوهای ناصح ادیب،
از کلمه به کلمهاش -
شبنم میچکد!