متن رعنا ابراهیمی فرد
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات رعنا ابراهیمی فرد
به زن بودنم نگاه نکن
گاه عقابی هستم ...
که دنیای مردانه ، زیر بالهایم
قصه ای بیش نیست
به زن بودنم نگاه نکن
گاه کوهی هستم ...
که ریزش سنگ ریزه هایش امکان پذیر نیست
به زن بودنم نگاه نکن
گاه قدیسی هستم ...
که شکست برایم دروغی بیش...
جان من هستی و دلدارم تویی ...
جان تویی ...جانان تویی ...
قلب بی آلایشم ...
دریای احساسم تویی...
رعناابراهیمی فرد (رعناابرا)
خواب ها ...
جای قرارهای عاشقانه ای هست؛
که هیچ گاه ...
قرار نیست اتفاق بیفتد ...
رعناابراهیمی فرد (رعناابرا)
حس می کنم ...
زمین پر است از جسدهای خاموشی
که بدون نشانی دفن شده اند
حس می کنم ...
زیر پاهایم پر است از فریادهای بی صدایی
که از جنایت حرف می زنند
زمین خیلی چیزها می داند
زمین باید حرف بزند
زمین باید داستان دخترکی را بگوید
که...
زن ها را محدود نکنیم
زن ها را بخاطر تعصب ها ، جهالت ها
غیرت های الکی محدود نکنیم
زن معجزه می کند ...
اگر استعدادهایش را ...
در زندان کوته فکرانه ی مردها اسیر نکنیم
اگر زن را موجود ضعیف تصور نکنیم ...
اگر زن را بخاطر زیبایی اش...
کجای جهان ایستاده ایم !
که همدیگر را چنین آزار می دهیم
انگار جبهه جنگ است !
و ما حاکمان جنگ بر سر حکومتیم
چرا زندگی را به همدیگر سخت می کنیم
چرا به جای درک کردن ...
همدیگر را به باد طغیان و تهمت و افترا می بندیم!
چرا...
برایم ستاره می چیدی و من خوشحال بودم
میان شب و تاریکی تو ، مهتاب بودم
هر آن غرق تماشای تو بودم آری ...
فارغ از ستاره های دنیا بودم
رعناابراهیمی فرد (رعناابرا)
باران نم نم می بارد
و نگاه ها در امتداد قدم ها کشیده اند
اینجا آخر زمان نیست
اینجا نفس ها ...
هنوز هم کشیده می شوند
در امتداد این بودن ها
پیاده رو هایی ست
پر از حرف های تنهایی
پر از دلهایی شکسته
پر از سکوت نگرانی ست...
بی شک بعد از این قدر خواهیم دانست
روزهای ساده را
بغل کردن را ...
صحبت کردن بدون ترس ...
روزهای سالم را ...
بی شک قدر خواهیم دانست نعمتهای خدا را
بی پروا بیرون رفتن ها را
دست دادن ...
رو در روکنار هم ایستادن را
سفارش قهوه در...
اگر دلت شکست ...
خدا آن بالاست ، چوبی دارد که بی صداست
و چنان می زند آنهایی را ...
که می شکنند قلب بی آلایش ات را
و روزی خواهند گرفت جوابش را بی خبر از اصل ماجرا
آنهایی که شکستند وجودت را
اگر دلت شکست ...
اگر اشکی...
هنوز دارم به یاد...
روزهای خوب کودکی را
قبل از رفتن به سوی مکتب خانه
بامدادان کنار سفره خانه
از فرط خنده من و تو مدهوش می شدیم
به دیار خیال می رفتیم و رها می شدیم
چه می خندیدیم ...
چه آوازها که سر نمی دادیم
به امید روزهای...
پرنده ها از سکوتم چیزی نمی فهمند
در امتداد شب خودکشی می کنند
پرندگان ازمن حرف می خواهند
حرف هایی که در گذشته می فهمیدند
رعناابراهیمی فرد (رعناابرا)
خیالی بافی های خود را در راه موفقیت به کسی نگویید
از این شاخه به آن شاخه پریدن هایتان را
شاید مسیری در ذهن تان تداعی کرده اید که در نیمه راه پشیمان شده اید
و می خواهید فرمان خیال بافیها و داده هایتان به کاینات را به مسیر دیگری...
فرقی نمیکند ...
اهل نوانخانه جان گریر باشیم یا اهل خانواده ای کم جمعیت یا پرجمعیت ...
همه ی ما دوست داریم در زندگی امان بابا لنگ درازی داشته باشیم که
تمام حواسش به غم و غصه هامان باشد!
بابا لنگ درازی که با وجود آنکه جودی تنها بود
شده...
معلم فقط آن کسی نیست که در مدرسه جلوی تخته سیاه بیایستد و از مشق و ریاضی بگوید
معلم فقط آن کسی نیست که در مدرسه مشقهایت را قلم بزند
معلم الگوی زندگی ات است که می تواند هم مادر هم پدر هم خواهر و برادر باشد
و هم یک...
ما راه بهتری...
برای زندگی کردن بلد نیستیم
به خاطر حرف مردم حفظ آبرو می کنیم
رعناابراهیمی فرد (رعناابرا)
شهر از بوی تهوع پر است
خیانت شاخ و دم ندارد
فکر و حواست ...
که به دنبال دیگری رفت
یعنی گند زدی به صداقت
رعناابراهیمی فرد (رعناابرا)
خاطره بسازیم از لحظه های خوب
خاطره بسازیم از نگاه های عاشقانه
از حرف های صمیمانه ...
خاطره بسازیم از دور هم بودن
از لحظه های ناب دوست داشتن
خاطره بسازیم ...
خاطره هایی زیبا ...
ما به عشق این خاطره ها زنده ایم
رعناابراهیمی فرد (رعناابرا)
می خواهم مست شوم ...
مثل روزهای پرخنده ای که صدای خنده هایمان درو دیوار همسایه را به لرزه در می آورد
می خواهم مست شوم مثل ان روزهایی که از صبح تا شب خانه بازی می کردیم و هیچ خسته نمیشدیم
می خواهم مست شوم مثل ان روزهایی که...
بعضی آدم ها...
آن طور که باید قدر ما را نمی دانند
آن طور که باید از ما تشکر نمی کنند
آن طور که باید به خواسته های ما احترام نمی گذارند
آن طور که باید حرف هایمان را نمی فهمند
نمی توانند آن طور که هستیم ما را بشناسند...
عاشقانه هایت را در سبدی بگدار
عاشقانه هایت مهم ترین بخش زندگی ات است
به راحتی در اختیار کسی قرار نده
ثروتمندترین لحظه ها ...
لحظه هایی ست که عاشقانه هایت را تقسیم میکنی
عاشقانه هایت را در سبدی بگذار
تا هر از راه رسیده ای ...
دست درازی نکند...
پنجره را بگشا بر روی تمام خوبی ها
کینه ها را فراموش کن
قلبت را کمی به آرامش دعوت کن
ببخش کسی را که دلت را شکست
ببخش دستی را که سیلی محکمی بر صورتت زد
زمین گاهی تهی شدن می خواهد
گاهی لم دادن دلش می خواهد
و گاهی...