متن روناک آلتون
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات روناک آلتون
هرچه دود است
از من بر میخیزد،
خاکسترم پیدا نیست!
به اندازهی برگها
زخم
بر تن من و درخت است.
برایت میمیرم!
این تنها هنریست که دارم.
غیر از آن هیچ نمیدانم...
آه که چه دست و پا چلفتیام!
پنجره باز است،
صدای رادیوی همسایه -
یادگاری قدیمی!
جلوی در خانهات
راست راست خواهم ایستاد
فقط مرگ میتواند
کجم کند...
شاعر: روناک آلتون
ترجمه: زانا کوردستانی
صد سال هم که گذشت،
متعجب نشوید.
من سبز سبز خواهم ماند!
ریشهی من
به اعماق زمین، در آب است.
زود بیا!
آتش روحم،
قدر دم کشیدن یک لبخند نا دارد.
زود برگرد
تنهایی دارد،
پنجرهها را میبلعد!
زود برگرد،
بیتو بودن،
دارد کورم میکند!
آن خرابهای،
که در کوچهی شماست -
دل بیچارهی من است!
شلیکی ناوقت،
بر قلب من خورد -
اینگونه مردم!
شعرهایم،
به پای عشق تو -
همیشه شهیدند!
شبی سرد -
سوسوی فانوسی و
پچپچ دو عاشق.
پروانههای احساسم،
به گردشاند،
در پردههای گلدار اتاقم...
من اینجا
تو آنجا
او آن سو
شما داخل اتاق
بقیه هم آن طرفتر
صنوبر و گل،
پروانه و ماه،
یادم آمد که یاسمن هم بود
همهگی صد و یک دانه بودند
که دانه به دانه،
تسبیح دست خداوند شدند
که در وقت ذکر و عبادت، به دست میگرفت...
بیزحمت...
در قلب مترسک
نامهای هست،
ناخوانا!
حروفش گریهها کردهاند...