متن مهدی ابراهیم پورعزیزی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات مهدی ابراهیم پورعزیزی
زخم
چه زخمی می زند گاهی
رد پای نگاهت
روی رویاهای رنگینم
در امتداد حادثه ای
که خانه کرده است
درپاشنه زخم هایی که نشمرده ام
مهدی ابراهیم پور عزیزی نجوا
شعر -سپکو
فریاد
فریادی به گوش میرسد
برای رهایی دلتنگی ام
کنار خطوط پاره شده جاده ای
که بوی آشنایی هر غریبه ای را
برای مسافری جامانده
فریاد می زند
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر -سپکو
https://t.me/mhediebrahimpoor
ای روح سبز زمان
باران چشمانم
پیش کش نگاهت
سرسپرده ام
به سرزدنهای پنهانی ات
بی خبری تن پوشم شد
در کوچه های به غربت نشسته
اه
چه گویم
از تمنای دل پردردم
میان شب پرستان دروغین
آرمیده ام
در آغوش
زخمهای پنهان
سرزده از راه برس
ای روح...
حال
از حالم چه می دانی
میان غربتِ نشسته
بر روزهایی
که قلمِ کسی
درد رقصیدنم را
درحال هیچ غزلی هاشور نمی زند
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر-سپکو
https://t.me/mhediebrahimpoor
شب
چگونه چشم بردارم
از پرواز به تاخیر افتاده ی پرنده ای
که درهجوم شب
دیوانه وار
در آغوش می کشید
چشمانِ از تب جنون وانشده را
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر -سپکو
https://t.me/mhediebrahimpoor
آغوش
سر در آغوش نگاهت می سپارم
پشت قصه هایی که فریاد می زد سماجت سکوت را
با واژه های غریبی
که درآغوش غم می گریست
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر سپکو
https://t.me/mhediebrahimpoor
غزل
غزلی بافته ام
با گیسوان رها شده
درگندمزار
از جنس گریه های یک ریزی
که گونه های بی گناهم را
در غزل دلتنگی می شست
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر سپکو
@mhediebrahimpoor
دیوانه
از دیوانگی ام چه می دانی
تنیده شدن در آغوش بی همدمی
و اسارت در عمق نگاهی
که چشمان تشنه ام را
پای رقص
دیوانه های شهر می رباید
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر سپکو
@mhediebrahimpoor
دست تمنا به هرکه دادم
دستانی از اکراه وترحم سویم گشود
الهی مرا به اغیار وامگذار
ربی من لی غیرک
ابراهیم پورعزیزی (نجوا)
از مجموعه نجوای دل
http://T.me/ebrahimpourazizi
وخدایی که
کفایت می کند
همه نداشته هایم را ....
ابراهیم پورعزیزی نجوا
https://t.me/mhediebrahimpoor
چگونه قدم بزنم
کوچه های به غربت نشسته را
درغروبی
که سایه های سکوت
حال هیچ آشنایی را نمی پرسد
ابراهیم پورعزیزینجوا
https://t.me/mhediebrahimpoor
اشعار سپکو مهدی ابراهیم پور عزیزی (نجوا ):
-حسرت
حسرت نگاهت
قرارجامانده ای است
رها شده
درغربت فردا
شبیه ابری
که باران را
در حسرت دیدارمی خواند
- مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
@mhediebrahimpoor
-حال
از حالم چه می دانی
در حسرت
نگاه خسته ای
که دیدار را
با هوای ابری...
آب
آب در صید نگاهش
محو تماشای تو شد
تا به تور اندازد
آبی چشمانت را
- مهدی ابراهیم پورعزیزی
شعر سپکو
شب
چه زیبا شبی ست
پرسه زدن زیر چتر بوسه هایی
که باران
از چشمان تو آواز سر می دهد
شبگردی باد بی قرار را
-مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
-شعرسپکو