متن مهدی ابراهیم پورعزیزی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات مهدی ابراهیم پورعزیزی
آغوش
سر در آغوش نگاهت می سپارم
پشت قصه هایی که فریاد می زد سماجت سکوت را
با واژه های غریبی
که درآغوش غم می گریست
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر سپکو
https://t.me/mhediebrahimpoor
غزل
غزلی بافته ام
با گیسوان رها شده
درگندمزار
از جنس گریه های یک ریزی
که گونه های بی گناهم را
در غزل دلتنگی می شست
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر سپکو
@mhediebrahimpoor
دیوانه
از دیوانگی ام چه می دانی
تنیده شدن در آغوش بی همدمی
و اسارت در عمق نگاهی
که چشمان تشنه ام را
پای رقص
دیوانه های شهر می رباید
مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
شعر سپکو
@mhediebrahimpoor
دست تمنا به هرکه دادم
دستانی از اکراه وترحم سویم گشود
الهی مرا به اغیار وامگذار
ربی من لی غیرک
ابراهیم پورعزیزی (نجوا)
از مجموعه نجوای دل
http://T.me/ebrahimpourazizi
وخدایی که
کفایت می کند
همه نداشته هایم را ....
ابراهیم پورعزیزی نجوا
https://t.me/mhediebrahimpoor
چگونه قدم بزنم
کوچه های به غربت نشسته را
درغروبی
که سایه های سکوت
حال هیچ آشنایی را نمی پرسد
ابراهیم پورعزیزینجوا
https://t.me/mhediebrahimpoor
اشعار سپکو مهدی ابراهیم پور عزیزی (نجوا ):
-حسرت
حسرت نگاهت
قرارجامانده ای است
رها شده
درغربت فردا
شبیه ابری
که باران را
در حسرت دیدارمی خواند
- مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
@mhediebrahimpoor
-حال
از حالم چه می دانی
در حسرت
نگاه خسته ای
که دیدار را
با هوای ابری...
آب
آب در صید نگاهش
محو تماشای تو شد
تا به تور اندازد
آبی چشمانت را
- مهدی ابراهیم پورعزیزی
شعر سپکو
شب
چه زیبا شبی ست
پرسه زدن زیر چتر بوسه هایی
که باران
از چشمان تو آواز سر می دهد
شبگردی باد بی قرار را
-مهدی ابراهیم پورعزیزی نجوا
-شعرسپکو