متن نوشته های صدیقه بیگلری
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های صدیقه بیگلری
ای وطن،
تو در زخمهای دیروز
و در نالههای امروز
و در دستهای پرتوان فردا
زندهای.
آزادی
وقتیست که نامت
میتواند
با صدای بلند
از دهانِ خودت عبور کند
بیآنکه
سانسور شود.
آزادی
وقتیست که دیوار
یاد میگیرد پنجره باشد،
و پنجره
جرأتِ پروازِ نور را
از قاب نمیترسد.
ما
از بس نرسیدیم،
به یادِ هم افتادیم
و از بس ماندیم،
شبیهِ رفتن شدیم
اگر مرگ روزی به سراغم آمد،
امیدوارم قبلش وقت گرفته باشد.
تقویمم پر است
از کارهای عقبافتادهای
که هیچوقت انجامشان ندادم
و لابد حالا هم
از من کاری ساخته نیست.
فریاد
مجاز نبود
سکوت
تبدیل شد به
زبان رسمی.
جای
گلولهای
در خیابان درد میکند
که
از بدنِ هیچکس
درنیاوردندش
دوست داشتن
یعنی
وقتی جهان شلوغ است
کسی
به زمزمههای کوچکِ تو گوش کند
به شادیهای عجیب
به سلیقههایی که بلند نیستند
عشق
همین دیدنِ آرام است
نه تصاحبِ پرسر و صدا.
یلدا
بلند است
اما اگر صدایت باشد
شب
زودتر کوتاه میآید. 🍉