متن نرسیدن
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نرسیدن
|نیمکَت|
آن روز را یادت هست؟
دومِ مهرماه بود.
از سینما برمیگشتیم.
دلم هوسِ بستنیِ عروسکی کرده بود!
گفتی برویم پارکِ لاله.
رفتیم، نشستیم روی نیمکت و تو بستنی خریدی،
کمی هم غذای گربه خریده بودی ، منتظر بودی گربه ها جمع شوند تا غذایشان را بدهی.. کارِ همیشگیات بود!...
|خیالِ بوسه|
مُدام با خودم فکر میکنم؛
اگر چند سالِ قبل دیده بودمَش، چه؟
اگر فقط چندسال زودتر،
به طور اتفاقی با او آشِنا میشدم،چه؟
آیا میشد که همه چیز تغییر کند؟
میشد که به جای یک نفر دیگر،
دل بِبندَد به من؟
چَشم بدوزَد به چَشمانم و آتش درونم...
ما
از بس نرسیدیم،
به یادِ هم افتادیم
و از بس ماندیم،
شبیهِ رفتن شدیم
گاهی میدانی نمیشود،
نمیرسی...
اما باز میروی؛
انگار درد نرسیدن
کمتر از درد ایستادن است.
همه ما یک روز، یک جایی، با یک اتفاق،
همه وجودمان را از دست داده ایم...
بی آنکه قلبمان از تپش بایستد!
دنیاکیانی
تا آنجا راهی نیست،ولی نآیی نیست
شبی به خوابم بیا
من که میدانم تعبیر خواب هایم با تو
همه نرسیدن است
اما بگذار فقط ثانیه ای
داشتنت را باور کنم
قرارمان همین امشب لابه لای تاریکی ها