کیست لب های تُرا بیند و طامع نشود...!
تو آخرین و بزرگترین تصمیم زندگیم هستی.️..
سرو جانم به فدایت ڪه چنین ناز سرشتی...
تو را در دلبری دستی تمامست... ️️️
من برای با تو بودن جان و دل را داده ام ! ️
هر نفسم اسم تو را فریاد می زند...
نقل هر مجلس شده ست این عشق ما و حسن تو!
حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد ️
این گرمایِ عشقِ توست که روحمو گرم میکنه ️️️
داشتَن یکی مثل طُ یَعنی زندگی..! ️️️
در هر تپیدن، از دلم آید صدای پای تو...
زهرى که بنوشم... زِ لب سرخ تو داروست!
ڴر یاد تو جرم اسٺ غمی نیسٺ که عشق اسٺ...
ربود هوش مرا چشم او به سرمستی...
این نَفَس بی تو بعید است که تکرار شود...️
مها به دل نظری کن که دل تو را دارد...
سخت زیبا دلبرست او چشم بد دور از رُخَش...
اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست....
وآن دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی
بنگر چه آتشی زِ تو بَر پاست در دلم...
طُ خودت خاص ترین نقطه احساس منی
اَبعادِ آغوش ٺُؤ️ چهار دیوارےِ بهشتِ من اسٺ
از ماجرای عشقت، رو سفید بیرون آمدند، موهایم...
تشنه حرف هاتم، نمی خواهی سیرابم کنی؟️