آدمها تنهان، چون به جاى پل، دیوار میسازن
کاش پایان یکی از این روزها ، شب نباشد، تُ باشی
حق داشتی ترکم کنی! تورو چه بودن با یه آدم؟
دنیا شامل بعضیا نمیشه بعضیا خودشون یه دنیان
چقد احمقانست از یه قهوه تلخ فال شیرین خواستن
برای تشخیص زنده یا مرده بودن یک انسان به شرف او نگاه کنید نه به نبض او...!
دیگران را عید اگر فرداست ما را این دمست روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست
سال ها سوختیم و دود نداشت .
خوبتر از تو نقشبند ازل هیچ نقشی نبست در اول
تو به قیمت ورای دو جهانی چه کنم قدر خود نمی دانی
عید فطر است بگو فطریه مان گردن کیست ؟! هر دو عمری ست که مهمان دل هم شده ایم!
قرار دل مارا غمت نیست دلبر؟
شوری عشق که باشد، دلتنگیم شیرین است.
دلا رام شو ب این زندان طوفانی
می گذرد این عمر در دلتنگی بمیرم برای دلم که پیر شد به پای دلتنگی...
ببین من دوسش داشتم ولی اون بلد نبود دوست داشتنی بمونه
بخند نزار بفهمه نبودش چقدر درد داره
به یک ساعت حال خوب نیازمندم(((((:
من انتخابت نکردم ،قلبم انتخابت کرد
برگ از درخت خسته می شود وگرنه پاییز بهانه است
فکر کردن بهت سَمیه که اغلب مینوشم
اگر قصابم از تن واکره پوست جدا هرگز نگردد جانم از دوست
غم هجران تو، ای دوست، چنان کرد مرا که ببینی نشناسی که منم یا دگری؟
کابوس رفتنت زخمی است نشسته بر قلب پاییز افسانه مهربان