چو نیلوفر به مردابم ز ماندن...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار مهدی غلامعلی شاهی
- چو نیلوفر به مردابم ز ماندن...
چو نیلوفر به مردابم، ز ماندن جان شود فرسود
شود جاری روان چون رود، از این رخوت دلم نابود
به سان شمع سوزانم، ز بی مهری دلم خون است
ز هجران تو ای زیبا، وجودم آتشین چون عود
دل غمدیده ام چون برگ، به زیر پای تو افتاده
ز عشقت گشته ام رسوا، چو مجنون در میان دود
به بزم عشق تو جانا، دلم چون جام لبریز است
ز شوق وصل تو دائم، تنم لرزان چو شاخ عود
به کوی دل گذر کن باز، ببین ویرانه ای دارم
که از هجران رخسارت، شده این زندگی نابود
دو چشمم چشمه ای جوشان، ز درد دوری ات هر دم
به امید نگاه تو، نشسته تا سحر بدرود
به یاد لعل لبهایت، دلم آتش به جان دارد
ز دوری تو ای ساقی، دلم در حسرت بهبود
به بستان خیالم، نقش زیبای تو پنهان است
که هر دم می کند یادی، ز آن لبخند تو چون رود
به دریای غمت جانا، دلم چون زورقی تنهاست
که در امواج سرگردان، شده از ساحلش مردود
ز عشقت بی نشان گشتم، چو گردی در هوا گم شد
به امید وصال تو، دلم هر لحظه در سجود