من سکوت شب را بسیار دوست...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای

من سکوت شب را بسیار دوست داشتم؛
پناهی که در آن، خودم را دوباره پیدا می‌کردم.
اما این برای قبل از آن بود که چشمان تو، تنها حکاکیِ همیشگیِ تنهایی‌هایم شود.
نمی‌دانم چه بر سرم آوردی که حالا در دل این سکوت، راه فراری از یادت نیست.

انگار بخشی از حضورت را در خلوت من جا گذاشتی و رفتی، بی‌آنکه بدانی این حضورِ ناتمام چه سنگینیِ خاموشی دارد.

ای کاش کمی مسئولیت‌پذیر بودی؛
ای کاش می‌پذیرفتی،
کاری را که با دل من کردی.
کاش می‌فهمیدی چطور امنیتِ خلوتم را گرفتی و آن را با تصویر خودت پر کردی، اما خودت را از من دریغ کردی.

بعضی آدم‌ها می‌روند،
اما ردّ حضورشان تا مدت‌ها در سکوتِ شب زندگی می‌کند(:

یاسمن معین فر
ZibaMatn.IR
یاسمن معین فر
ارسال شده توسط
ارسال متن