متن نوشته های دنیا کیانی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های دنیا کیانی
اشکهایش را پاک کرد و گفت:
تو اما شبیه من نباش...
از هر چیزی که تو را
نسبت به خودت بیرحم میکند
دست بکش... لطفاً
_دنیاکیانی
شاید
اگر میدانستم آخرین بار است
بیشتر نگاهت میکردم
محکمتر در آغوشت میگرفتم،
و با تو مهربانتر بودم.
ببخش... که نمیدانستم.
و در آخر
هر کسی شبیه همان چیزی میشود
که در قلبش پنهان کرده است...
در قلب هر مردی
کوهیست به وسعت شانههایش
سنگین از درد روزهایی
که هیچکس نمیداند،
بر او چه گذشت.
گفت می دانی؟!
من از جنگهایی جان سالم به در بردم
که دیگران از خیال بودن در آنها میمیرند.
آنجا که گمان کردی به تو حسادت میکنم،
من در فکر نظم تار عنکبوت گوشهی اتاقم بودم...