متن یأس
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات یأس
کوچه بود آن شب پر از رویا پر از اندوه و بیزاری
آخرِ کوچه خانه ای کوچک پر از عشق و امیدواری
من در آن کوچه تک و تنها به زیر بارش باران
همی با خود میخواندم غزل از یأس و حیرانی
گاهی فکر میکنی رسیدی به آخرش.
انگار دیگه چیزی نیست برای ادامه دادن. نه امیدی، نه انگیزهای، نه حتی یک جرقهی کوچک.
دستات خالیه، دلت سنگین، و ذهنت پر از سکوتِ بیرحم.
اما تهِ خط کجاست واقعاً؟
جایی که اشکت میریزه؟
جایی که دیگه نمیتونی حرف بزنی؟
یا وقتی که...
من به پروازِ کبوتر لبِ حوض، ایمان دارم
تو به سوختنِ پروانهی بیجان، چرا ایمان داری؟
من به شیرانِ قلندر، پُرِ یال، ایمان دارم
تو به نیرنگِ روباهِ ستمکار، چرا ایمان داری؟
من به شورِ دلِ مجنونِ شیدا، ایمان دارم
تو به عصمتورزیِ لیلایِ حیران، چرا ایمان داری؟
من به...