کاش روزی برف می آمد که ما آدم نمایان دور از جان بشر!یک آدم برفی بسازیم
برف را دوست ندارم وقتی کرمانشاه اینقدر سرد است.
برف هم دلیل عاشقانه ای ست برای سفر به آغوشت. عشق راهش را پیدا می کند.
نباشی من هیچ حسی به روز برفی ندارم
خدا زیباست این را در دانه دانه های برف می بینم
یخ زدم در بارش این برف و کولاک زمان از زمستانی که دارم در بهار خویشتن
دلگیرم از کسی که مرا غرق خودش کرد اما نجاتم نداد…
شایدم چشم ما سوراخه که ازش میوفتید
با مانع یا بی مانع میخواهمت و کوتاه نمی آیم
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی !
مَن چنان عاشقِ رویت که زِ خود بی خبرم .. !
من تورو واسه زندگی نمیخوام من زندگی رو به خاطر تو میخوام ️️️
ﺳﮑﺴﮑﻪ ﺍﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺳﺎﻥ گفت ولنتاین نزدیکه ﻧﻔﺴﻢ ﺑﻨﺪ آﻣﺪ
جملههای امری بعضی وقتا خیلی خوبن مثلا وقتی میگه حرف نزن بیا بغلم
پریده رنگ و رویم/چقدر پشت ابرها/مخفی میشوی؟
وقتی به آسمان نگاه میکنم زیباترین ستارهی دنیا را می بینم یعنی تو
مگه میشه تو باشی و من آرزوی دیگری داشته باشم؟
داداش رفیقشم برا من جور کن، دمت گرم
تا چشم کار میکنه... تو زندگیم جات خالیه !
همه چی گرون شد ولی تو همون دوزاری قبل هستی
عطر موهایت در باد طعم چشمانت در یاد..
نفسی همدم ما شو که نداریم کسی
کادوی ولنتاین فقط بودنش *مادر را میگویم*
بهترین کادوی روز عشق فقط بودن پدرومادر