چه می شود کرد؟ غذایمان را هم نمی توانیم تغییر دهیم چه رسد به قضا...
آنهایی که حرکت نمی کنند، نمی توانند از زنجیرهایی که بر پاهایشان است، آگاه شوند.
بالا ترین سرعت تو دنیا سرعت نور نیست سرعت رنگ عوض کردن آدمهاست!!!
شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت...
هنر عشق فراموشی عمر است، ولی خلق را طاقت پیمودن این صحرا نیست
نَگردم گِرد معشوقی که گِرد دل نمی گردد!
از زندگی آموختم تا باکفش کسی راه نرفتم؛ راه رفتنش را قضاوت نکنم…
زمان هیچ چیزو خوب نمیکنه بهمون یاد میده چجوری با درد زندگی کنیم .
توی زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند...
چهقدر ناراحت کننده است، وقتی توهمات یک فرد به باورهایش تبدیل میشود...
احمق ها بی درد نیستند؛ تنها دردی که ندارند درد دانایی است!!
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من!
در ماندهام به دردِ دلِ بی علاجِ خویش...
نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد...
چون تولد مژده ی مرگ من است ! می توان آن را مبارک باد گفت...
مسافرخانه ای سرراهی ام آنکه می آید و آنکه می رود مسافر است!
تو ازم دور شدی ..
تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی...
این شهر مرا با تو نمى خواست عزیز...
سوزی که درون دل ما می وزد این بار ؛ کولاک شبانه است نسیم سحری نیست...
وقتی قلبم در دل تو می تپد چه جوری از خودم بگویم
احساسات بیان نشده هیچوقت فراموش نمی شوند ...
گاهی بهترین وسیله برای فراموشی، دیدار دوباره است!
عید من آن روزیست که زحمت یک سال دهقان شام یک شب پادشاه نباشد ...