چشم فرو بستیم قایم شد موشک بازی بازی جان باختیم
بِدونِ طُ فَردایی نیست
تو شب یلدای منی دیوونه ی دوست داشتنی
عشششششق خودتی با موی مشکی
بیشتر آدما فقط ضربه هایی که خوردن رو یادشونه، نه ضربه هایی که زدن!
تولدت مبارک خدایِ کوچکِ من تولدت مبارک پنهانی ترین اتفاقِ زندگیم
من سرمازده را گرم در آغوش بگیر به هوای بغلت بود که سرما خوردم
جایت هنوز در میانِ دعاهایم است گرچه جایی در قلبت ندارم
تو میتونستی و نخواستی همه ی دردم همینه...
ما به دشمنامون نباختیم رفیقامون گل به خودی زدن
گرچه این شهر شلوغ است ولی باور کن آنچنان جای تو خالیست صدا می پیچد .
با چشم تو از هر دو جهان گوش گرفتیم ماییم و تو ای جان که جگرگوشه ی مایی
تلخی اخلاق را اندام موزون حل نکرد استکانم شد کمر باریک و چایم تلخ ماند
هرکه به من می رسد بوی قفس می دهد جز تو که پر می دهی تا بپرانی مرا
لایق پرستش است کسی که در این بی مهری ها جانانه محبت میکند !
توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
کاش میشد تموم نشه گرمای آغوشت وسط این همه دل سردی های پاییز
اون که تو خودخواهی هات مرد... دل من بود...
عشق آذری ماهی ام در این سرمای پاییزی مرا مهمان گرمای وجودت کن
عاشقتم تا ابد دور شود چشم بد
جان زنده شود ز روی جانان دیدن..
زندگی یعنی یک تُ برایِ یک عمر ️️️
غریزه از هر عقلی باهوش تر است. نیچه