متن ترجمه زانا کوردستانی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات ترجمه زانا کوردستانی
در قلب تو شهیدم،
دیگر
نیازی به قبر ندارم.
تمام من،
لبریز است،
از تو...
شهری در قلبم است!
ولی ویران ویران،
وقتی تو در آن نیستی.
بیتو
نفس کشیدن سخت است!
این بود آخرین احوال من...
ساکت،
قبل از هر سنگی
من از مادر زاده شدم.
یک به یک
روزهایم را میشمارم.
من محکوم به حبس
زندان توام.
دعایم نکن،
تا بعد از تو بمیرم -
نمیتوانم!
تازه شدن زخم
از خود زخم دردناکتر است!
دوبارهام نکن!!!
گمان کردم که گلست،
اما تیغش
در دستم به جای ماند.
بی لالایی و قصهی شبانه
برای همیشه به خواب رفتند -
کودکان حلبچه!
شاعر: روناک آلتون
ترجمه: زانا کوردستانی
پیش از سنگ شدن
من چشمه بودم -
تو به زبان آب واقف نیستی!
روزگارم چنین روزهایی نمیشد
اگر شبی،
تو همنشینم بودی!
برای شکستن قلب
نیاز به چیزی نیست،
غیر از سکوت تو...