متن ترجمه زانا کوردستانی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات ترجمه زانا کوردستانی
قمار و عشق، یک چیزاند!
زیرا در پایان،
عاشق و قمارباز
به تیرهبختی از بازی خارج میشوند.
بدبین نیستم
لیکن،
خوشبینی هم
در خاک ناامیدی ریشه نمیدواند.
تمام راههای هستی را بپیمایی
باز چشمت به آن راهیست
که میرساندت به وطن...
حتا اگر وطنت،
جهنم باشد.
زندگی،
دو دروازه دارد،
یکی برای داخل رفتن و
دیگری برای خارج شدن...
افسوس که همهی ما
در تقلاییم برای رسیدن به
دروازهی دوم...
کسی که عاشق باران است و
چتر بر سر میگیرد،
چون کسیست که
پنبه در گوش خود فرو کرده
تا به موسیقی گوش بدهد...
هر که را دوست میداری،
فوری به او ثابت کن.
زیرا بعد از مرگ،
نمیتوانی چیزی را اثبات کنی!.
حتا کسانی را که از تو بیزارند،
دوست داشته باش!
عشق و دوستی،
دو بال پرواز توست،
تو را به روی ابرها خواهند رساند.
هر چیز که بخواهی
در این دنیا نصیبت خواهد شد،
غیر از خوشبختی!
خاطرات گذشتهام را
از رویاهای امروز و فردایم بیشتر میپسندم.
زیرا بعدن،
امروز و فردا و ما نیز
تبدیل میشویم به گذشته.
آن افرادی دوست تو هستند
که در وقت افتادن و شکستن،
به آغوشت میکشند.
لیکن،
از آنها ارزشمندتر
آنانند
که نمیگذارند
بیافتی و بشکنی...
به دو تن هیچ اهمیت مده:
یک، آنکس که در پیشگاهت تو را میستاید و
دو، آنکه پشت سرت،
تو را کوچک میشمارد.
از قاتل خطرناکتر
آن شخصیست،
که وقت تو را تلف میکند.
در زندگیات
حتا با روحت هم
به سوی حقیقت گام برداری،
باز به آن دست نخواهی یافت.
زیرا حقیقت
در عدم است، نه در وجود.
تمام تلاش آدمی
از آن روست، که به خوشبختی برسد.
غافل از آنکه،
زندگانی،
دریایی بیساحل بدبختیست!
نکبتی، که رستگاری به آن نیست.
اگر میخواهی،
در آرامش بمیری،
عاشقانه زندگی کن.