میله ی زندان من هر موی مژگان تو بود من از این زندان برای خویش قصری ساختم
آمدی در این حوالی، باز هم پیچیده بویت عطر خوبت می کشاند، قلب را هر لحظه سویت
روی ِ تمام ِ آینه ها ردّ ِ پای توست هرگُل،بهارِ کوچکی ازچشمهای توست
عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند. ️️️
عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی بوی یک تکبیت ناگه، مست و مدهوشت کند..!
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی
او به شوق دیگری تک بیت ها را می سرود.... من در اندیشه که ایا من مخاطب بوده ام...؟!