متن زانا خلیل
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات زانا خلیل
بدبین نیستم
لیکن،
خوشبینی هم
در خاک ناامیدی ریشه نمیدواند.
تمام راههای هستی را بپیمایی
باز چشمت به آن راهیست
که میرساندت به وطن...
حتا اگر وطنت،
جهنم باشد.
وقتی که آدمی از مادر زاییده میشود
گریه و زاری میکند.
زیرا خوب میداند،
در این بازی که اسمش زندگیست
یا دیوانه میشود
و یا دیوانهاش میکنند.
زندگی،
دو دروازه دارد،
یکی برای داخل رفتن و
دیگری برای خارج شدن...
افسوس که همهی ما
در تقلاییم برای رسیدن به
دروازهی دوم...
کسی که عاشق باران است و
چتر بر سر میگیرد،
چون کسیست که
پنبه در گوش خود فرو کرده
تا به موسیقی گوش بدهد...
هر که را دوست میداری،
فوری به او ثابت کن.
زیرا بعد از مرگ،
نمیتوانی چیزی را اثبات کنی!.
حتا کسانی را که از تو بیزارند،
دوست داشته باش!
عشق و دوستی،
دو بال پرواز توست،
تو را به روی ابرها خواهند رساند.
هر چیز که بخواهی
در این دنیا نصیبت خواهد شد،
غیر از خوشبختی!
خاطرات گذشتهام را
از رویاهای امروز و فردایم بیشتر میپسندم.
زیرا بعدن،
امروز و فردا و ما نیز
تبدیل میشویم به گذشته.
آن افرادی دوست تو هستند
که در وقت افتادن و شکستن،
به آغوشت میکشند.
لیکن،
از آنها ارزشمندتر
آنانند
که نمیگذارند
بیافتی و بشکنی...
انسان خوب،
دوست دارد که پرنده شود!
زیرا میداند
بر روی زمین جایی نمانده
برای زیبایی...
از جهان،
هیچ چیزی را نمیپسندم،
حتا خودم را!
زیرا الان ایمان یافتهام
آن دم که خدا مرا خلق نمود
هیچ چیزی در دلش نبود،
حتا خوبی و خوشی!
تنها راه خوشبختی،
خوشبختیست!