حیف که حرفای قشنگ فقط زرّ مفتن
قشنگیای زندگی کجایین؟ رخ نشون بدین!
عاشقان کشتگان معشوقند هر که زنده ست در خطر باشد
رنج ما ، بیش از توان این دل رنجور بود...
سایه شکن باش چو نور چراغ
عشق ما واقعه ای نیست که آخر گردد
من از تو میمردم اما تو زندگانی من بودی
عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد
قبل از مردنت؛ چند بار مُردی؟!
همونقدر باش که هستن برات!
با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان
هر چیزی که هستم متعلق به تو هستم
خوشا بحال دلم گشته مبتلای شما
من رفتم چون هیچوقت نگفتی بمون
ای خوش آن عمر که در شغل محبت گذرد
نهایتا دل یا خون می شود یا سنگ
چه شد که قدر وفا هیچ کس نمیداند
عاشق مشوید اگر توانید تا در غم عاشقی نمانید
درگیر تو شدن بهترین اتفاق زندگیم بود...
نرو که رفتنت نتیجتن اشک است
صبحدم باش که چون غنچه دلی بگشائی
صبح است نگارا سحرت خیر...
قشنگ ترین اتفاق دی تولدت مبارک
یلدا به پای زلف نگارم نمی رسد