آدم های کنارم مثل جُمعه می مانند معلوم نمیکند “فرد” هستند یا ” زوج” … پُر از ابهامند…
توی مارپله ی زندگی ، مهره نباش که هر چی گفتن بگی باشه …! تاس باش که هر چی گفتی بگن باشه !
برهنه می آئیم برهنه می بوسیم برهنه می میریم با این همه عریانی هنوز قلب هیچکس پیدا نیست . . .
آدمای دنیای من فعل هایی را صرف میکنند که برایشان صرف داشته باشد!
دلم بچگی میخواهد ! جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند ؟
چقدر سخت است، که لبریز باشی از “ گفتن ” ولی ….. در هیچ سویت محرمی نباشد
. اینجا جاییست که . . . عشقبازی نمی کنند با هم . . . با هم با عشق بازی میکنند . . . !
اجازه خدا ؟ میشه ورقه مو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم…
به سلامتی اونایی که هزارتا خاطرخواه دارن ولی دلشون گیرِ یه بی معرفته !
قیافه ام تابلو شده بود ! گفتن : چی میکشی ؟ گفتم : زجر ! گفتن : نه یعنی چی مصرف میکنی ؟ گفتم : زندگی … !
دهنم مزه خون میده انگار حرفامو کشتم
این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند ! حیف از عشق که زیر دست و پاست …
بر جگرم سوز و گدازیست از آتش عشق عطشم از شربت مرگ فروکش میشود
ای بر پدرت دنیا, آهسته چه ها کردی!
عشق اون نیست که وقتی دیدیش دلت بلرزه عشق اونه که وقتی نمیبینیش دلت میخواد کنده شه...
گاه گاهی که دلم می گیرد پیش خود می گویم آنکه جانم را سوخت یاد می آرد از این بنده هنوز...؟!
برای زیستن دو قلب لازم است، قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند!
هر چیزی تا یه جایی ارزش جنگیدن داره... بعدش تبدیل میشه به خریت... .
بعضیام حرفاشون مث بسته چیپسه ؛ همش باد هواس
آدمای موقت، درسهای دائمی بهمون میدن!
شُدم یِه مَریضی کِ تو CCU نیست وَلی رو کاناپِه تو کُماست
من از قول مردانه هیچ خیری ندیده ام... اگر خیلی مردی قول زنانه بده!!!
بهمن خاص بود بعد ماه شد همونی که با همه فرق داره
مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . .