هرچیزی در جایش زیباست مثل من در بغلت
یک شب هوای گریه یک شب هوای فریاد امشب دلم هوای تو کرده است ...
شانه خالی میکنی از عشق ورزیدن ولی آنقدر ترفند دارم تا گرفتارت کنم ...
تو دلبر و دلخواه منی
اگر زلفت به هر تاری ، اسیر تازه ای دارد مبارک باشد اما دلبری اندازه ای دارد
تا لبانت باز شد طعمِ عسل، از دست رفت!
عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت عسل چشم چه بر دل میشینه نگاهت
عشق همین است؛ تنت میرود و دلت جایی میان دستهای کسی تا ابد جا میماند..!
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
هم دست شده اید تو و شب وگرنه این چشم ها خوابیدن را بلد بودند ...
گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم...
کلا سیستمت جوریه که آدم دلش میخواد فدات شه
آغوش تو همان امنیتی است که یک جهان از خواستنش دم میزنند...
تو تا ابد تو قلبمی،منم تو قلب توام...
شب بخیر گفتن ما محض ادای ادب است، ورنه چون شب برسد اول بیداری ماست ...
سوگند بہ نامت ڪہ تو آرام منی... ️️️
خبرداری که شهری روی لبخند تو شاعر شد ؟ چرا اینگونه کافرگونه،بیرحمانه ،میخندی؟
به نفس می مانی دوست داشتنت قطع شود می میرم....
خنده ی تو برای من دوست داشتنی ترین فصله...
در جوّ زمین نیز بدون تو نفس نیست برگشته ام اکسیژن ناب از تو بگیرم
من خیلی دوست دارما خیلی به چشات قسم
درگیرِ یک نگاهِ تو شد روزگار من
عطر تو...دارد این هوا سر به هوا ترین منم..!
هر جارو بگردم باز پایتخت قلبم تویی..