متن کوتاه غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه غمگین
چقـבر بیهوבس این בنیا،
ڪنارم وقتی تـــو نیستی.
پیرمردی میگفت: پیر شی ولی نوبتی نشی!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی وقتی دیگه قادر به انجام کارهات نیستی، بچه هات برا نگهداری ازت نوبت تعیین نکنند و باهم دعوا کنند..
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسارت را چاره می توان کرد
اما
غم یار
غم یار
غم یار
آنقدر زندگی من پر از حادثه و درد شد
سالها بدون آنکه اتفاق غم انگیزی رخ بدهد غمگین بمانم
هرگز نتوانستم درک کنم
چگونه می توان مادر و پدر کهنسال را،
با یک چمدان روانه خانه سالمندان کرد
باید خیلی بی ریشه و نمک نشناس بود
که چنین توانی دارند
خُدایــــــــا
جوری واسمون جور کن که ذوق زده شیم،
قلب های خستمون نیاز داره به یه جبران... ♡
ما بیش از حق نمیخواستیم.
تنها یک سرزمین میخواستیم
که اندوهش، غصەاش زیباییاش را نکُشد.
زندگی
در این برزخ روزمره
تمرین مردن است
شهر
پر است
از آدم هایی
که برای زنده ماندن
مرده اند
آرزو
ماند،
نفس
رفت
پر نمیشوב جای خالی ات،
حتی با خاطراتت...
دلتنگی یک "شماره" در گوشیِ توست
که زنگ نمیزند به این آسانی...
😔 با غم نبودنت چه کنم مادر 💔
آرزوی عجیبی ندارم
فقط میخواهم در سرزمین خودم
زندگی کنم ، نه فقط دوام بیاورم !
در ناگذر ترین حالت ممکن به سر میبرم تمام جان به سختی نفس میکشد درد را تنفس میکند ..
و من تمام شب را به این می اندیشم ، و باز امشب چگونه صبح شود.......
ما گذشتیم و نگذشت آنچه تو با ما کردی .
حرف بزن باهام شاید امشب آخرین شبه :)
کوچه خاطرات
کودکی نشسته بود،
عکس امروزم را
در دست داشت و می گریست..
به نام کودکی که بجای عروسک . گلوله بغلش کرد🖤❤️🩹