گاهی دلم برای خودم تنگ میشود، دائم برای تو...
برای زیستن دو قلب لازم است، قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند!
مثل قایم باشکِ دوران خوب کودکی هرچه از تو میگریزم، باز پیدا میکنی...
به غیر از با تو بودن نیست هوایی بر سر من
پا بود/پدر.../هر کجا/گم می شد/دست
ماندم چشم انتظارت...
هر چیزی تا یه جایی ارزش جنگیدن داره... بعدش تبدیل میشه به خریت... .
نفسام به نفسات بندن
مرا دوست بدار اندک ولی طولانی
زندگی پانتومیم است؛ حرف دلت را به زبان بیاوری باختی...
مردم با سگ بدرفتاری می کنند چون تحملِ این شکل از وفاداری را ندارند
هرچقدرم که خوب باشی آخرش ازت یه آدم بد میسازن که راحت تر فراموش شی
مرا به گردش صد قصه میبرد چشمت
آینده اکنون است
انتخاب تو بهترین انتخاب زندگیم بود...
سکوت درد قطره اشکی بود که افتاد
زجان خوشتر چه باشد آن تو باشی
من و عشق و دل دیوانه بساطی داریم عقل هی فلسفه میبافد و ما میخندیم
بعضیام حرفاشون مث بسته چیپسه ؛ همش باد هواس
سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناهِ من
یکی باید باشه که یادش وسط روزمرگی های زندگی لبخند رو لبت بیاره!
آدمای موقت، درسهای دائمی بهمون میدن!
نام تو آنچنان به دهان مزه می دهد عمریست قوتِ غالبِ من گشته یا حسین
ای تمام باران چشمم از آن تو بگذار فقط در هوای تو ابری باشم...