مرهم تیغ تغافل خون خود را...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

مرهم تیغ تغافل خون خود را خوردن است
بخیه این زخم، دندان بر جگر افشردن است

باده انگور کافی نیست مخمور مرا
چاره من باغ را بر یکدگر افشردن است

از سبکباری گرانجانان دنیا غافلند
ورنه ذوق باختن بسیار بیش از بردن است

لنگری چون بحر پیدا کن که روشن گوهری
با کمال قدرت از هر موج سیلی خوردن است

خون به خون شستن درین میدان، گل مردانگی است
چاره مردن، به مرگ اختیاری مردن است

غم ندارد راه در دارالامان خامشی
غنچه تصویر فارغ از غم پژمردن است

غیر شغل دلفریب عشق، صائب در جهان
رو به هر کاری که آری آخرش افسردن است

صائب

صائب
ZibaMatn.IR
شاعران ایران
ارسال شده توسط
ارسال متن