با ضربه ی موج بر آن...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

با ضربه‌ی موج بر آن صخره‌ی سرکش، روشنایی به بیرون می‌جهد و گُلِ سرخِ خود را می‌سازد، و دایره‌ی وسیعِ دریا، در خوشه‌ای کوچک جمع می‌شود، در تک‌قطره‌ای از نمکِ آبی که فرو می‌چکد.

آه ای گُلِ ماگنولیای تابان، که در میانِ کف‌ها رها شده‌ای، ای مسافرِ افسونگر که مرگت شکوفه می‌دهد، و جاودانه بازمی‌گردی تا باشی، و نباشی: ای نمکِ خرد شده، ای جنبشِ خیره‌کننده‌ی دریا.

من و تو، عشقِ من، در کنارِ هم، مُهرِ سکوت را می‌زنیم، در حالی که دریا، تندیس‌های همیشگی‌اش را ویران می‌کند، و برج‌های بلندِ شور و سپیدی‌اش را فرو می‌ریزد.

زیرا در میانِ تار و پودِ این بافته‌های نامرئی، در میانِ آب‌های سرکش و شن‌های بی‌امان، ما، آن یگانه مهربانیِ در محاصره مانده را، حفظ می‌کنیم.

پابلو نرودا
ZibaMatn.IR
غزل قدیمی
ارسال شده توسط
ارسال متن