سینه ام سرشار سوز است و...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار مهدی غلامعلی شاهی
- سینه ام سرشار سوز است و...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
سینهام سرشار سوز است و سکوتش شعلهور دارد
دلم از درد تو داغیست که صد فریاد در دارد
نگاهم نغمهساز شب، نفسگیرِ نسیم توست
جهان بیتو غباری سرد، که رنگی معتبر دارد
ز خونِ دل نوشتم عشق، به خطِ لرزههای شب
قلم هم از غم نامت صد ترکِ مختصر دارد
نهان کردم هراس خویش را در خندههای خویش
که این آیینهٔ خاموش، شکستِ بیشتر دارد
به طوفان سپردم دل، به دریایی که میدانست
که هر موجش برای من هزاری نیشتر دارد
من از تکرار تنهایی به تردیدِ تو افتادم
شکیبم حدّ خود بشکست، صبرم هم خطر دارد
شب از آواز آه من گریزان تا سحر میرفت
سحر فهمید این تاریک، دلی روشنسپر دارد
نه من ماندم، نه آرامی، نه حتی سایهای از خویش
فقط عشقی که در جانم هنوز این شعلهور دارد
مهدی غلامعلی شاهی
ZibaMatn.IR