صلح نهایی این...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

" صلحِ نهایی "


🕊 این قائله جز دیدنت ختم به خیر نمی‌شود...
پس
بیا
که شهرِ من
بدونِ چشم‌ های تو
مدت‌ هاست
حکمی تعلیقی‌ ست
بینِ بودن و نبودن.

بیا
که هر غروب
خیابان‌ های خیس
زیرِ باران
اسمِ تو را
آهسته هجا می‌کنند
و برگ‌ ها
روی زمین
طرحِ قدِ تو را
تمرین.

بیا
جهان
از روزی که رفتی
تقویمی‌ ست
که شنبه و جمعه‌اش
فرقی ندارد
ساعتش
همیشه
چند دقیقه
تا تو را کم دارد.

من
باور کرده‌ام
خیرِ دنیا
در انعکاسِ توست
وقتی
لیوانِ چای را
در دست می‌گیرم
و بخارِ داغ ،
صورتت را
روی شیشه‌ ها
نقاشی میکند.

این قائله
با سلامِ سردِ پیام‌ ها
با "حواسم هست "های نصفه
با "دلم برایت تنگ شده "های احتیاطی
سَر نمی‌شود،
من
واژه‌ای ساده‌ام
که تنها
بر زبانِ تو
معنا می‌شود.

بیا
که صلحِ نهایی
امضای تو را می‌خواهد
روی پیشانیِ شبم ،
وقتی
پلک میزنم
و ستاره‌ ها
به احترامِ تو
فرو می‌ریزند .


بیا
که دیر شده برای گفتن و نگفتن
برای اگر و ای کاش
من
تمامِ راه‌ های فرار از دوست‌ داشتن‌ات را
یکی‌ یکی رفتم
و همه
به خانه ی تو رسیدند.

بیا
تا دست‌ هایم
از تبعیدِ جیب‌ ها
آزاد شوند
تا موهایت
حکمِ قانونِ اساسیِ آرامش شود
و شانه‌ هایم
پناهگاهِ رسمیِ خستگی‌ هایت.

این قائله
با هیچ حکم و حکومتی
جز آغوشِ تو
مختومه نمی‌شود.

تو بیا
و من
قول می‌دهم
از فردا
باد
نامِ تو را
با احترامِ بیشتری
صدا بزند
باران
روی شیشه‌ ها
آهسته‌تر ببارد
تا رؤیایت
از خوابِ من
نریزد.

تو فقط بیا...
که من
تمامِ جهان را
به قیمتِ یک‌ بار دیگر
دیدنِ تو
حراج کرده‌ام
و خریدارش
فقط
چشم‌ های توست.

✍️هدی احمدی
ZibaMatn.IR
دلنوشته های هُدی
ارسال شده توسط
ارسال متن