هر که شد حلقه به گوش...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار محمد خوش بین
- هر که شد حلقه به گوش...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
هر که شد حلقه به گوشِ سرِ زلفِ تو، به گوش
نیست دیگر سرِ تدبیر و هوایِ سرِ دوش
ما که در دامِ تو افتاده و حیران شدهایم
که دهیم عقلِ خود از دست به این رختِ خَموش؟
زلفِ آشفتهی تو، سلسله ی جانِ من است
میزنم بوسه بر آن سلسله ی دوشادوش
شاخه ی گل، نه که آن دستِ لطیفِ تو بود
که بیاراست به صد جلوه، رخِ روشنِ دوش
مستِ آن بوی خوشم کز سرِ گیسویِ تو خاست
کاش میشد که بمانم به برت دوشادوش
گرچه در بندِ توام، باز مرا نیست گله
که مرا با تو خوش است اینهمه باده نوش
عمرِ ما گرچه به آشفتگیات میگذرد
با پریشانیِ گیسوی تو، هستم مدهوش
خنده کردی و دلم رفت و نفهمید کسی
که چه آشوب فکند آن لب خاموشِ تو دوش
محمد خوش بین
ZibaMatn.IR