متن اشعار مهدی رحیمی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اشعار مهدی رحیمی
مه خُمارِ، چَهمِ رَشِ توُنِم
درگیرِ خَمِ،نِوُینِ توُنِم
بی تو،آزایِ نیره سُخانِم
مِه پروانهیِ،شَمِ ریو تونِم
بیْ تو روژم، تارِ تارە،
تارَ اَرام، صو و اِیوُاره
بی تو مَوُاره، خَم اَرکُل گیانِم
دوُام نِمارِه، اِ دل بیچاره
دوُام نِمارِه، اَر ژِیر اِ خَمَه
مِردِنیج اَرا، اِ دَردَ کَمَه
روژَیلِ بِی...
باران آتش
کتاب شعرم بعدِ لیلی،خیس وبارانیست
قصه قافیه نیست،قصه غصه ی ویرانیست
برگهای خیس وقطره های باران روی قلم
حبس واژه ها، فریاد بی صدایِ زندانیست
برتن سرمای باران، دردلم آتش ویرانی
میان این دوجنگم،هوای دلم طوفانیست
فصل خزان و جنگل و آوای تلخِ کلاغ
هرقطره باران ، خود...
زمانی در این خانه، خنده به پا بود
دلخوشی در دل ما، پیدا بود
هوای شبها، آرام و دلنشین
دل ها از غم و غصه، رها بود
****
نه ابری آمد و نه رعدی شنیدیم
به ناگه طوفان بلا را به چشم دیدیم
درخت کهنسالِ زندگی را، ناباورانه
میانِ گل...
ای تو باغ و قبله و ماهِ شبِ تاریکِ من
در سپهرِ زندگی، تنها تویی ستارهیِ من
بیا بنگر که بی تو بر سرِ جانم چه آمدهست
ای گلِ پژمرده در این گلخانهیِ بیخانهیِ من
گرچه رفتی، در دلم ماندهست نامت یادگار
خاطراتِ خوبِ تو، شد مونسِ کاشانهیِ من
آسمانِ...
قصه ای تلخم، میانِ داستانهای شیرین
خارِ خشکی در میانِ باغ و گلهای رنگین
خندهها برلب،ولی درسینه بغضی دیرین
زنم نقشی زِاندوه بربساطِ این جهانِ زرین
شهر،پُر شادی ومن با خیالت هم سخن
همنشینِ سایههایم،درسکوتِ سردِسنگین
بینوامرغی که دربندِ قفس،بی هم زبان
نالهاش گم میشود درشوروغوغایِ زمین
آه از این...
آمدم که کنم،چراغی روشن
درتاریکی شدم برنور،دُشمن
موج پرتلاطمُ،طوفان وفریاد
قایق بی بادبانم را،بردسوی باد
قایق شکسته ی دردل طوفان را
کی دارد راه نجات،جزلطف خدا
راهی جاده امیدم،شاد اماخسته
خسته از این دلِ،به دنیا وابسته
بسته ام دل،به لطف کردگار
ببخشد به کرمش من گنهکار
من لبخند را از،دل سنگ میخواهم
دلخوشی برای، دل تنگ میخواهم
میان این جاده های ناهموار زندگی
عصایی برای،پای لنگ می خواهم
چون بیابانم،بیابانی بی آب وعلف
سبزه زاری خوش آب ورنگ میخواهم
مانده ام تنها،میان این همه دست
برای دفن تنِ تنها،کُلنگ میخواهم
جفا بسیارکشیدم،ازعمربی حاصل
دلگیرم ودلتنگ،شهرفرنگ میخواهم...
"خنده تلخ"
نازنینا، بی توقلعه امیدم،آوارشد
بعد تو،دلم باغمهاتا ابدسازگارشد
قصه های شیرین،بی تو شد تلخ
روزگار، کمی هم به کام ما بچرخ
پاداش عشق پاک ما،تنهایی شد
وعده های دلخوشی ما،فردایی شد
غم وغصه، با وجودم شد عجین
هیچ درمانی،دردم رانداد تسکین
شدفصل پروازجوجه های نورسیده
چه کند بی...
"شانه ای برای گریه"
شانه ای برای گریه میخواهم،اماتونیستی
آرام این دل آشفته میخواهم،اماتونیستی
صدایی میخواهم،که بشکنداین سکوت را
آبادی براین بادیه میخواهم، اماتونیستی
دراین روشنایی عمر،روزگارم شده تیره وتار
آفتابی برای سایه می خواهم،اماتونیستی
ایستاده ام اما ناامید،میان این همه آوار
دیواری برای تکیه میخواهم،اماتونیستی
سکوتم سرشارازفریاداست،چون شعرهایم
ردیفی...
"دروغهای شیرین"
چنان شده روزگار،که آشناهابیگانه اند
درمرام این جماعت،عاقلاها دیوانه اند
ابروبادومه خورشـیدوفلک،درکارنیسـت
چشمه هاخشکیده وآبادیها ویرانه اند
تلخ شدحقیقت و دروغ هاشد شیرین
قصه تلخیست،اماحقیقتها افسانه اند
چه گویم ازاین روزگار،ندیده ها دیدیم
دختران چون پسرانُ،پسران دخترانه اند
رخت بربسته دلخوشی،ازدل این زندگی
ازاین ناخوشیها،جوانکها پیرمـردانه اند
همه...
این شهربی تو گورستانی ازآرزوهای بربادرفته است که جز خاروخاشاکَم درآن نمی روید تنها جای پاهای توست که سبز مانده ست ومن هر روز این سبزه ها را با اشک آبیاری میکنم
نسیم بهار
تو سبزه های سبز،کناردیواری
آرزوهای جامانده ی،زیر آواری
خنده خوابست،در این کوچه
تو ستاره من، در شبهای تاری
خوابند،گلهای صورتی باغچه
تو تسلی،دل من سوگواری
بیقرارودلگیرم، ازاین سکوت
تو تمام قراردل،من بیقراری
مانده آهی تنها،ازمن خسته
تو صدای دلنشین،تارگیتاری
تنـهایی ما را نیست،خریدار
بی کسی ماراتنها،توهواداری
بیدارکن دوباره،خنده...
فریاد زدم خواستَنت را،در این کویربرهوت
بُغضم که شکست، فریادم شد اسیرسکوت
تشنه ای سرگردانم، میان سراب چشمه ها
عاشقمُ درسرم آرزویِ،خانه درحریر گیسوت
مانده ام، میان دلتنگیُ، بغض هایِ شبانه
گرفتارم درپیچُ تاب زُلف سیاهُ،تصویرابروت
غمت قفسی شدُآواز، حسرتی درقالب شعر
مانده است تنها،ناله مستانی تحریر فُلوت
عمربی حاصل...
من عاشـقی را،باتو آموختم
دلـم را،تاابدبه دلت دوختـم
چنان آتشی انداختی درجانم
که تامغزُاسـتخوان،سوختـم
نشددردلم کم،شعله عشقت
هرلحظه،شعله را برافروختم
درحلقه عشق،من گِرد توام
حلقه رامن،درگوشم آویختم
گذشتم از،شادیهای زودگذر
جهـانم را،به عشق توفـروختـم
میمانم تاابد،پای این عشق
معنای عشق را ازتو اندوختم
آه، از رفیقای نیمه راه
آه، از دشت بی گل وگیاه
آه، از تنهایی های شبانگاه
آه، از گریه های گاه وبیگاه
من،دلگیرم از رفیق های نیمه راه
بیزارم،از دشت بی گل و گیاه
خسته ام،از تنهایی شبانگاه
لبریزم،از گریه های گاه وبیگاه
آه،از چشم های مانده به راه
آه،از...
ای بهانه من
ویرانه بی تو
آشیون من
ای ستاره من
غروب بی تو
آسمون من
من باید بسوزم
ازاین همه درد
من باید بسازم
با این آه سرد
سکوت، ای آخرین پناه من
تابوت، ای آرزوی هرگاه من
بی تو، باقی عمرم شدتباه
مرگ،دعای هرسحرگاه من
ای بهانه من...
دلِ دیوونِیه مــن،
اَسیرِ میخــونه شده
منو تَرک کردِ رفته
با غم
هَمخونِ شده
هَر روز که غُروب میشه دل بَهونَتو میگیره
کِز میکُنِ یه گوشه، تورو هی یادِش میارِ
کاش میشُد برگردی،تا غم فراری بِشه
شادی بیاد دوبارِ،مهمونِ این خونِ شِ
هَر روز غُروب که میشِ، دِل بَهونَتو میگیره...
دل دیوونه مــن، اسیرمیخــونه شده
منو ترک کردو رفته باغم همسایه شده
هر روزکه غروب میشه، دل بهانَتو میگیره
کز میکنه یه گوشه، تورو هی یادش نمیره
کاش که میشد برگردی،تاغم فراری بشه
شادی بیاد دوباره،مهمون این خونه شه
به دل میگم عزیزم،کمتربگیر بهونه
تا بوده همین بوده، ته بهار...
"تورا میخواهم"
لحظه وثانیه های خسته، رانمی خواهم
تاریکی شبُ، درهای بسته رانمی خواهم
غروب این پنجشنبه ها،میگیردآخرجانم را
دلتنگی روزهای بهم پیوسته رانمیخواهم
هوای دلم بارانیست ومیل به گریه دارم گریه پنهانی وبارانِ ناخواسته رانمیخواهم
درکلبه احزان،می لرزد تنم ازسرمای هجران
سرمای خزان و درهای نبسـته رانمیخواهم
من دنیای...
مَن دیگه از دُنیا،هیچی نِمیخام
جُز آرامِش،برایِ روحِ سَرگَردونَم
فَقَط میخام
که خوشبَختیو
به زِندِگیــم، بَرگَردونم
به زِندِگیــم، بَرگَردونم
هواییِ میخام،برایِ نَفَس کِشیدَن
بالِ پروازی،برایِ از قَفَس پَریدَن
کِ شوقِ آوازُ
به زِندِگیــم، بَرگَردونم
به زِندِگیــم، بَرگَردونم
آه ای خُدایِ مِهرَبان
دارم میسوزم مِثلِ شَم
بارون میبارِ از چِشَم
کُمَکَـــم...
آه،از این عمر بیهوده
از دیوارای فرسوده
از این دنیای آلوده
خسته ام، خسته ام
****************
حیرانم از این زندگی
از بهانه های ساختگی
از احساس خفگی
اینهمه بی حوصلِگی
خسته ام، خسته ام
بیزارم از این دیوانگی
*********
مُردم ازدرد تنهایی
زندگیِ مُعمایی
ازاین همه مارماهی
خسته ام، خسته...
"عهد"
تاابدپای عهدی که باتو بسته ام،میمانم
جزکوی عشـق تو،سـرکویی کسی نمیمانم
نه راه بی تو و نه فصلِ بی تو،من باتوام
من کنارتو شکفته ام،کنارتوام میمانم
قسم به همین،کوچه های باران خورده
تا انتهای خواب این جهان،باتومیمانم
دست توگربگیرددست مرا،دراین تنهایی
من راه خانه رابلدم،میآیمُ همانجامیمانم
اگراین فصل زندگی،از...
مرغ باغ ملکوتم،به عالم میران آمده ام
من ازهستی خود،سخت به جان آمده ام
سرنوشـت، چه بد نوشــتی سرنوشــتم را
آمدن ازمیل نبود،باشـک وگمان آمده ام
ازکوچه های دلتنگیم،ساکن ویران آبادم
قفل شده خوشبختیم،پی آرمان آمده ام
سایه افکنده تاریکی شب روی شــانه ام
منِ فریب خورده،پیشواز طوفان آمده ام...
"عشق ماندگار"
عاشقم،در سرم آرزوی وصال یار دارم
ازمعشوق به یادگار،عشق ماندگاردارم
ازآن لعل لب شیرین،اندکی چشیدیم
معـتادم بر آن حـال،آرزوی تکـرار دارم
دیوارکشـیده اند میان من ومعـشوق
برای این دیوارسنگی،درددل بسیاردارم
گرنیست دربرم،اماخیالش بامن است
ازهمین خیالهاهم،خاطره بیشماردارم
کاش میماندبهار،فصل خزان نمیرسید
برای جوانه های یخ زده،باران بهاردارم
درفراقش...