نفسات عشقه خنده هات جونه تو که باشی دلم آرومه ... ️️️
وقتی میبوسمت دنیا برام بهشته ️️️
چه خوشبختم وقتی که گرمی زندگیم را از لمس دستان تو میگیرم ️️️
هیچ چیز در جهان به خوبیِ بوی کسی ، که دوستش داری نیست ...!
بهشت چه کوچک میشود وقتی تو را در آغوش میگیرم.
زهمه دست کشیدم که تو باشی همه ام با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
دلبرت هر قدر زیباتر غمت هم بیشتر پشت عاشق را همین آزارها تا می کند... .
من دلم را که می تپد با تو گرچه گمراه دوست می دارم
دیروز، غرورش همه جا ورد زبان بود حالا جلوی آینه، هم قدّ خودش نیست...
پیش چشم همه از خویش یلی ساختهام پیش چشمان تو اما سپر انداختهام
تو دلیل شو من زندگی میکنم... ️️️
در سر هوس عشق تو دارم همه روز
و در معراج آغوشت پر از حالِ خوشایندم...
دوستش دارم دوستم دارد .. وَ این عاشقانه ترین داستان کوتاه دُنیاست .. ️️️
خوشبختی داشتن آدمیه که حتی از راه دور هم حالت رو خوب کنه ️️️
تو با من قدم بزن من تا تہ دنیا جاده میسازم
چشمی به تخت و بخت ندارم مرا بس است یک صندلی برای نشستن کنار تو
تا در دل هم باشیم، تاوان بدی دادیم او گیره ی مویش را، من ایل و تبارم را
هیچ کجا خانهی آدم نمیشود ، حرف از آغوشِ توست ...
باید این سردرد را بهتر کند فکرِ لبخندِ تو در آغوشِ من
برای داشتنت دلی را به دریا زدم که از آب میترسید...
وطنم؟ آنجا که تویی ...
تو... تکرار نمی شوی این منم که دلبسته تر می شوم...!
ور گُل کُند صَد دِلبرۍ اِۍ جان تو چیزۍ دیگرۍ ... ️️️