برگردان شعر کوردی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات برگردان شعر کوردی
[برای ۸ مارس، گفتگوی مادری کورد با خدا]
آه ای خدایی که دل و روح و جانم تویی، خوب خوب می دانم،
آنجا، کنار تو
بهشت زیر پای مادران است
اما خدایا، ای که تو روزنه ی نورانی زندگانی تارم هستی،
تو خودت خوب می دانی، اینجا
جهنم بر روی...
با پیراهن سفید عروس اش کردند،
یار من نه،
سرزمینم را می گویم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
اگر شد بیا!
می خواهم ذره ای از زیبایی های دنیا را ببینم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
نمی دانم!
که در کودکی چه خطایی کردم،
که به این زودی بزرگ شدم؟!
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
نمی دانم، مردان دیگر، که دلبسته ی تو اند،
چه زیر سر دارند؟!
من فقط، شانه هایت را می خواهم
که زیر سر، داشته باشم!
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
دو جنگ بزرگ را پشت سر گذاشتم و
گلوله ای برای سرزمینم شلیک نکردم.
فقط به این خاطر که زنده بمانم و
در پناه عشق تو پیر شوم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
سخنی از من و کلامی از تو،
اینچنین بود که شاعرها
گفتگوهایشان را به پایان بردند و
نامش را شعر گذاشتند.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
حتمن بیا، تا همه تو را ببینند،
چرا که باید بدانند،
این شعرها، سروده ی من هستند.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
مردی قدیمی ام!
برای اینکه بگویم: دوستت دارم
گل های در دستم را بو کرده و
تو را تماشا می کنم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
دوباره به کافه ای رفتیم،
نشستی و گفتی:
- من قهوه می خواهم، تو چه؟
گفتم: می شود من، تو را بخواهم!
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
دنیا چنین است،
مردها خون می ریزند و
زن ها چشم هایشان را.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
برخی با بودنشان و
عدە ای با نبودنشان
نابودمان می کنند.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
شاعر هم نشدیم،
که همچون آنها بنویسم:
دل تنگ شده ام برایت...
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
برایت باد را، از وزش باز می دارم و
برایت خورشید را، پایین می آورم و
دریای را در حیاط می گذارم و
ماه را داخل پنجره زندانی می کنم،
این ها حرف های قلبمه سلمبه ی شاعرهاست!
تو بمان،
من برایت می میرم.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
به وقت خشم، زیباتر می شوی،
شبیه کودکی که به او می گویند:
-- زشت شو، زشت شو
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
بیا تا مثلی کوردی، بیاموزمت،
برای نمونه:
نان برای نانوا و تو هم برای من.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی
باید سراغ دکترم بروم،
او به من نگفته است،
که قرص هایم را کی بخورم،
پیش از دیدن تو یا بعدش!.
شعر: وریا امین
ترجمه: زانا کوردستانی