جز نقش خیال تو در چشم نمی آید
از دیده افتادی ولی از دل نرفتی
در ما نمانده زان همه شادی نشانه یی
خبرت هست شدی صاحب هر بند دلم
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس
ای جنون عمریست میخواهم دلی خالی کنم
ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست
ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی
بنشین، که ترا نیست کسی یار تر از من
ای دیر به دست آمده بس زود برفتی
جان ها همه پا کوبند آن لحظه که دل کوبی
بی صورت او مجلس ما را نمکی نیست
هیچ هیچست این همه هیچست و بس
مرا بوسیدی و پاییز من هم شد تماشایی!
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
نور دو دیده منی دور مشو ز چشم من
ور در لطف ببستی در اومید مبند
بهر آرام دلم نام دلارام بگو
دل و دین و عقل و هوشم، همه را بر آب دادی...
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
<🖤🌿> ••What came to your mind was your concept هر چه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو 🕯️ ♡ma30r64
مرا دردی است دور از تو، که نزد توست درمانش
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید :)