متن حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حجت اله حبیبی
راهت را عوض کن تا عوضی نشده ای
حجت اله حبیبی
دستم را بگیر،
افتاده ام در دامِ تارِ مویت
حجت اله حبیبی
کاش !
وقتی می گذشتی ،می گذشتی
و سر بالا می کردی تا ببینی ،قطره اشکی را که بر لبان مژگانم مز مزه می شد...
حجت اله حبیبی
عزیزم
وقتی ماه به سرزمین دلم پا می گذارد تاریک است
چون خوب می داند که تو ماه سرزمین منی...
حجت اله حبیبی
آری
تمام شهر تویی
حیف
که نیستی؟!
حجت اله حبیبی
خط من با خط تو ،تا ناکجا آباد بود
زود پیچیدی، نه، پیچاندی مرا
آگاه باش....
حجت اله حبیبی
برای تو
ای بهار زندگی ،باران محبت...
وقتی لب می گشایی،کبوترنجابت ،بال می گشاید و در آسمان امید می چرخد تا بنشیند بر دوشی که شکوفه ی زندگی را پاسبان و مروارید معرفت را نگاهبان است.
تو آفتابی ،آفتاب تلاش ،که ساحل امید را رنگین کمانِ نگاهش جلا و دریای...
قلبت ، می تپید برایم، وقتی ، دستت در دست دیگری نبود
اما امروز ،می تپد ،برای کسی که،
تمام کسم را گرفت...
حجت اله حبیبی
وقتی می خندی
جهان می خندد
اما
پاییز
تاب گریه ی تو را ندارد
از ترس
برگ هایش فرو می ریزد
حجت اله حبیبی