متن سعید لطفی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات سعید لطفی
در من
هزار افتاب
طلوع می کند
اگرتوبفشاری
دستهایم را
دوراز تو
دیوار حوصله ام کوتاه
به تلنگری می ریزد
خشت خشت ِوجودم
شعر طنزکوردی
یه قیره وقته دوسیل نتیلاگه خراوه
له قطعی اینترنت دل گشته کواوه
تل واینستاگمان گشت کفته له کار
لَه دس ئی روبیکا نمنیه صبرو قرار
دی کار نیکه عرامان. نه تل ونه اینستا
گشتی مجبوریم دوسیل ریو باریمه روبیکا
گشتی غمین و نالان لی وض نت گنه
له...
چه فرق دارد
پنج شنبه یاجمعه
توکه نباشی
دلتنگی بیداد می کند
تو بخوان
آهنگ دوست داشتن
من سازم را
بانفس های تو
کوک می کنم
سایه ات
همه جاهست
کجای جهان ایستاده ای؟
بخند
بلندبخند
نگران اطرافیانت نباش
آنها از سکوت تو هم
داستان می سازند
بگذار دنیا
صدای خوشحالی تورا بشنود
دیر کردی
ساعتم
خودرا به خواب زده است
تا مبادا
قول وقرارمان بهم بخورد
باید هر روز
بروز رسانی کرد
بعضی از کارها را
مثل
دوست داشتن تو
به دنبال نشانی ازتو
واژه ها را
بهم ریخته ام
مشتی خاطره یافتم
قربانی لحظه هاست
ثانیه های بی تو
چه دیرمی گذرد
ساعت دلتنگی
در تلاطم است
دل دریایی م
لنگر نمی اندازد
جزدر اقیانوس چشمانت
باران که آمد
پیراهن گلدارت را بپوش
چند وقت است دل
هوس بهار کرده است
دلم باران می خواهد
کاش ببارد
آبادی به آبادی
ویران است
دل ما آدم ها
با لبخندی
امروزم را
بخیرکن
فدای سرت
که دیروزم چگونه گذشت