متن هایکو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات هایکو
مادرم آمد
باز هم صدای کلاغ
حیف بیدار شدم
آنجا را ببین
آن یکی شکوفه نیست
چه پروانه ای
کوچه لبالب از عطر یاس
نمی دانم ممنون کدام همسایه ام
شب بی ماه/
مورچه ها جمع شده اند
دور حبه قند
خط پرواز غازها/
لاک و مهر شده انگار
غروب خورشید
خسوف ؛/
برگی از نیلوفر آبی/
روی تالاب/
هرس کردن/
روی تیغه ی قیچی /
عطر درخت/
خانه تکانی /
فقط یک لکه ابر/
پشت پنجره/
پرویز مخدومی
روی دیوار/
فضولی اش گل کرده /
پیچک همسایه
پرویز مخدومی
مرگ، بیداری عجیبی ست!
ناگهان چشم هایت را باز می کنی
و دیگر
خوابت نمی برد...
| سیامک عشقعلی |
آن سوی نی زار
پرواز می کند سیره ای
آنجا که دوستم نگهبان بود
سر پیچ/
رد شدم از روی ماه
در چاله ی باران
غنچه ی رُز
بیرون زده از برف
دختر دم بخت
ماه را بسوزانید...
خاکبندان پروانه
نور چه می خواهد؟!